پیشنوشتار – کتاب ارگانیزاسیونیسم – نوشته دکتر فریدون کامران
قبلاً جامعهشناسان زیادی روی مقوله سامانه(سیستم) بحث کرده، و جامعهشناسی سامانهای را مورد مطالعه و کنکاش قرار دادهاند.اما آنچه که در این کتاب جدید است.
1- استفاده از سامانه به عنوان ابزاری قدرتمند برای حرکت، دگرگونی و تحولات هدفمند جامعه است. به عبارت دیگر شناخت سامانهای (سامانیک) جامعه ابزار قدرتمندی است که اگر انسان به ساختاردهی دقیق آن طبق مشخصههایی که در این کتاب برشمردیم، دست یابد. قادر به توسعه، تحول و دگرگونیهای عظیمی در جامعه خواهد بود.
2- پیوند سیستماتیک و ارتباط لایتناهی همة سامانهها به همدیگر اعم از اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی، مکانیکی، نباتی، سماوی، هستهای و بهطور کلی طبیعی و مصنوعی و حقیقی و مجازی و… است، که بین همة آنها میتواند برقرار باشد.
اگرچه چرخة کتاب به عنوان یک سامانۀ به هم پیوسته بسته شده است، اما احساس میکنم مطالب زیادی را ناگفته گذاشتهام. یک نویسنده هیچ وقت نمیتواند بر مطلباش نقطه پایان بگذارد. چراکه هیچکس نمیتواند خود را در حد کمال مطلوب بیابد. که این نشانهای از کوتهبینی یا بیپرده بگویم نابخردی است. فکر میکنم نویسنده در لحظة احتضار و مرگ (اگر فرصت اندیشیدن داشته باشد) خود را ناتمامتر احساس کند، و بیشتر حسرت انجام کارهای ناتمام را داشته باشد.
کتاب اورگانیزاسیونیسم را نیز که نظریه جدیدی در جامعهشناسی مطرح میکند، نباید پایان یافته تصور کرد. اگر بخواهیم روی تک تک انواع سامانهها بحث، و آنها را دقیقاً از دیدگاه اورگانیزاسیونیسم تحلیل کنیم، و یا فصول جدیدی چون رابطه توسعه و اورگانیزاسیونیسم را در آن بگشاییم، به ناگفتههای زیادی دست خواهیم یافت. اما بهتراست خوانندگان محترم رخصت بیشتری به من دهند، تا در فرصتی مناسب و بعد از اینکه مورد انتقاد و یا التفات صاحبنظران قرارگرفتم، به نگارش مکمل آن بپردازم. که البته اگر عمری باقی نباشد، آنرا به آیندگانی خواهم سپرد که به این مقوله اندیشه خواهند کرد.
در نگارش این کتاب کوشیدهایم از گزافهگویی و شرح و وصف زیاد مطالب در حد امکان اجتناب شود. البته این وسواس در اختصارگویی گاهی باعث سنگینی مطالب شده است که امیدوارم این سنگینی موجب کژ فهمی نشود.
دکترفریدون کامران
تابستان 1403