تعریف سامانه (سیستم) در نظریه ارگانیزاسیونیسم مولف دکتر فریدون کامران
سامانه را میتوان به دو گونه بسیار کلی، گسترده و ذهنی یا بسیار جزیی و بسیط تعریف کرد.
سامانه عبارت است از مجموعه اجزایی که هر یک میتوانند در وضعیتهای ارتباطی متنوع و مختلفی قرار گیرند. هر یک از این اشکال ارتباطی که اجزا به خود میگیرند، ساختار سامانه را تشکیل میدهد، و هر ساختار کارکرد معینی را ایجاب میکند. لذا تغییر وضعیت اجزا قابل بررسی و اندازهگیری است. یعنی میتوان اجزای سامانه را به عنوان متغیر در یکی از موقعیتهای خاص مورد مطالعه قرار داد. بنابراین وضعیت سامانه در هر زمانی بستگی به نحوة ارتباط بین اجزا و میزان پیچیدگی و قانونمندیهای حاکم بر روابط بین اجزا آن دارد، نه ارزشمندی ذاتی آنها.
چنین تعریفی از سامانه در عین ذهنی بودن بیشتر جنبه عملی دارد. یعنی درحقیقت محقق است که تصمیم میگیرد این یا آن متغیر را در سامانه مورد بررسی خود بگنجاند، یا چنین و چنان متغییری را در آن نادیده بگیرد. چنین انتخابی مسلماً بستگی به هدفهای تحقیق دارد. در این جا است که مطالعة سامانه محقق را قادر میسازد به بررسی کارکردی جوامعی بپردازد که وجود خارجی ندارند و کاملاً غیر عینی و ذهنی هستند. او میتواند به سازماندهی سامانههای اجتماعی بپردازد که پارهای از اجزای جوامع خاص در آنها وجود ندارد و یا متغیرهایی در آنها به صورت نرمافزاری گنجانده شود که در جوامع کنونی حضور عینی ندارند.
در اینجا سامانه مجموعهای از اجزای به هم پیوسته و به هم وابستهای است که دارای ارتباط هماهنگ، منطقی، عقلایی و قانونمندند.
نکات زیادی در این تعریف کوتاه نهفته است. مثلاً پیوستگی، وابستگی، هماهنگی و قانونمندی در روابط بین اجزاء که همۀ آنها در حقیقت میتوانند شرط وجودی سامانهها باشند. به عبارت دیگر هر یک از این شروط غایب باشد، وجود عینی و حقیقی سامانه زیر سئوال میرود، نفی میشود یا ناقص خواهد بود. پس هیچ سامانهای اعم از اجتماعی یا غیر اجتماعی (فیزیکی، طبیعی، مکانیکی، الکترونیکی، هستهای و. ..) شکل نخواهد گرفت. مگر اینکه بین اجزای آن علاوه بر همبستگی و پیوستگی، ارتباطی منطقی، عقلایی، قانونمند و هماهنگ برقرار باشد.
هر سامانهای برای اینکه شکل بگیرد، موجودیت حقیقی و عینی بیابد و کارکرد داشته باشد، بایدسه شرط زیرراتأمین کند:
- ارتباط
- همبستگی
- وابستگی
– شرط اول: وجود ارتباط بین اجزا
ارتباط یعنی اتصالات حقیقی، عینی، فیزیکی یا ذهنی و مجازی که بین اجزای سامانه برقرار میشود. هیچ سامانهای نمیتواند بدون ارتباط بین عناصر تشکیلدهندهاش وجود خارجی داشته باشد. ارتباط مهمترین عاملی است که سامانه را شکل میدهد. سامانه با قطع هر ارتباطی یا کاملاً از بین میرود یا از کارکرد خود باز میماند. مثلاً در سامانة سازواره بدن انسان اگر ارتباط بین مغز و قلب قطع شود، سامانه منهدم میشود و از هم میپاشد. یا یک سامانه مکانیکی نمیتواند وجود داشته باشد، بدون اینکه ارتباط قانونمندی بین اجزای آن برقرار شده باشد. مثلاً یک خودرو را نمیتوان بدون برقراری ارتباط بین سیستم سوخترسانی و برقرسانی، بین شمعها و دلکو، بین جعبه فرمان و چرخها و یا چرخها و ترمز و غیره، بسازیم و به حرکت در آوریم، در آن بنشینیم و با اطمینان و ایمنی کامل با سرعتی بیش از یکصد کیلومتر راه بپیماییم. مسلماً هرگونه ارتباطی در این سامانه مکانیکی قطع شود، خودرو از کار میافتد، یا اختلال در کارکردهایش بهوجود میآید و جان و مال سرنشینانش را تهدید میکند.
سامانههای اجتماعی نیز از این امر مستثنی نیستند. وجود آنها نیز وابسته به ارتباطات حقیقی، عینی یا مجازی و الکترونیکی است که بین اجزای آن چه مادی و چه انسانی برقرار میشود. در آنها تقسیم کار صورت میگیرد، ساختار مییابند و کارکردهای خاص خودرادارند.