مکتب ارگانیزاسیونیسم

تقسیم سامانه‌ها بر پایة چگونگی شکل‌گیری‌شان/ کتاب ارگانیزاسیونیسم مولف دکتر فریدون کامران

از نظر چگونگی‌ شکل‌گیری سامانه‌ها نیز ما به دو دسته سامانه برمی‌خوریم.

1- سامانه‌های طبیعی که انسان در شکل‌گیری آنها نقشی ندارد یا نقش ضعیفی دارد، مانند سامانه‌های ارگانیکی و اکوسیستم حاکم در طبیعت و سامانه‌های فضایی چون ستارگان و کهکشان‌ها.

2- سامانه‌های مصنوعی چون سازمان‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دستگاه‌های مکانیکی، شیمیایی، هسته‌ای و مجازی که ساخته دست بشرند.

سامانه های طبیعی نسبت به سامانه هایی که ساختة دست بشرند به مراتب بی نقص ترند. و انسان چه بسیار برای ساختن سامانه‌های مصنوعی از این سامانه‌های بی‌نقص الگو می‌گیرد و از آنها می‌آموزد که سازمان‌های اجتماعی و دیگر سامانه‌های دست‌ساز خود را به‌گونه‌ای شکل دهد که بادوام‌تر، متعادل‌تر و دارای انتروپی باشند. تادر مقابل تغییرات درونی و بیرونی حاکم انعطاف بیشتری نشان دهند، خودکنترل باشند و…

سامانه‌های اجتماعی یعنی سازمان‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… همه و همه سامانه‌هایی مصنوعی و ساخته و پرداخته دست بشرند. بنابراین هر چه اصول سازماندهی و قوانین ساختاری بیشتری بر آنها حاکم باشد کارکردهای بیشتر و وسیع‌تری خواهند داشت.

در دورة ارباب و رعیتی، سازمان‌های اجتماعی دارای سازماندهی ضعیف و ابتدایی بودند. به‌طوری که در سازمان‌های اقتصادی این دوران ما تنها به یک تعادل معیشتی برمی‌خوریم. در این سازمان‌ها مالک به عنوان تنها سازمان‌دهندة نظام تولید به سازماندهی نیروی انسانی موجود در قلمرو خود می‌پردازد. مثلاً بنه (حراثه) تشکیل می‌دهد.[1]

با پیشرفت جامعه و تغییر شیوة تولید و ورود صنعت پیشرفته در نظام تولید، لاجرم شکل‌ سازماندهی نیروی انسانی به فراخور زمان و مکان تغییر کرده است.

مثلاً شکل و ساختار سازمان‌های اقتصادی در شروع شیوه تولید سرمایه‌داری با حاکمیت نظریه‌پردازان کلاسیکی چون تایلور، ماکس وبر و… دستخوش تغییرشد.. این نظریه‌پردازان بر روی تقسیم کار در سازمان‌های اقتصادی، انضباط کار و برقراری بوروکراسی و روابط خشک اداری همچون ارتش در سازمان‌های تولیدی تأکید کردند. اما با پیشرفت جامعه و تغییرات اساسی در نظام تولید سرمایه‌داری، نارسایی نظرات کلاسیک‌ها هم نمایان شد که شکل جدیدی از سازماماندهی را بر پایة نظریه نئوکلاسیک‌ها یا رفتارگرایان یا ترکیبی از این دو ایجاب می‌کرد. در نتیجه، شکل سازماندهی نیروی انسانی در سازمان‌های تولیدی غرب تغییرکرد.

نئوکلاسیک‌ها تأکید بیشتری بر روابط و خصوصیات روانی و اجتماعی انسان داشتند.(اقتداری علی‌محمد،1392)

در میان این دو مکتب (کلاسیک و نئوکلاسیک) که حکایت از دو شیوة متفاوت از شکل‌گیری سازمان‌ها به‌ویژه سازمان‌های تولیدی دارند، شکل دیگری از سازماندهی و روابط انسانی نیز در جهان بر پایه نظرات مارکسیست‌ها سر بلند کرد، که بر سازماندهی صرفاً دولتی و حاکمیت دیکتاتوری پرولتاریا بر سازمان‌ها تأکید فراوانی داشت.

این تغییر و دگرگونی در شکل سازماندهی نیروی انسانی، این واقعیت انکارناپذیر را ثابت می‌کند که هیچ‌گونه سازماندهی بی‌عیب و نقصی که بتواند پیشرفت و توسعه همیشگی و مداوم جامعه را تضمین کند، وجود ندارد. بلکه سازمان‌های اجتماعی هم چون دیگر سامانه‌ها تابع قانون فناپذیری‌اند و هیچ نظریه وایسمی اعم از فئودالیسم، کاپیتالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم و … نمی‌تواند حرکت، تحول و توسعه جامعه را برای همیشه تضمین کند، پس اگر انتظار داشته باشیم که یکی از این نظریه‌ها بتواند خوشبختی و توسعه جاودانه‌ای برای جامعه تضمین کند، یا یکی از آنها را تنها راه نجات بشریت بدانیم، انتظاری بعید و غریب داشته‌ایم. برنامه‌ریزان اجتماعی تنها می‌توانند عمر سامانه‌های اجتماعی را افزایش، و یا با تغییر در ارتباطات ساختاری‌شان کارکردهای آنها را بیشتر و بهتر کنند، نه اینکه عمر جاودانة یک ساختار اجتماعی واحد را میسر سازند.

چه بخواهیم و چه نخواهیم تمامی سامانه‌ها همان‌طوری که تابع قانون تغییر شکل (آنتروپی)، آنتروپی منفی، تعادل‌زایی و خودکنترلی (طبق مباحثی که در فصول آینده خواهیم داشت) هستند، تابع قانون فناپذیری هم هستند، و هر زمان که بی‌نظمی در سامانه اوج می‌گیرد به گونه‌ای که دیگر قدرت تعادل‌زایی خود را از دست می‌دهد، محکوم به فنا خواهد بود. این اصل نه تنها بر سازمان‌های اجتماعی، بلکه بر کلیه سامانه‌ها اعم از طبیعی و مصنوعی حاکم است.


[1]. در دوره ارباب و رعیتی بنه شکل خاصی از تقسیم کار روستایی در جامعه کشاورزی ایران بود که مالک تشکیل می‌داد. این سازمان سنتی متشکل از یک نفرسربنه بود که سرپرستی و ریاست واحد را به عهده داشت، یک نفر  پابنه که معاونت واحدتولیدی را داشت، یک نفر آبیار و چند نفر برزگر به تناسب وسعت زمینِ بنه در آنجا کار می‌کردند، و معمولاً یک نفر هم پادو داشت که وظیفه انتقال مایحتاج و نیازهای اولیه اعضای بنه از جمله نهار را بر عهده داشت. چند سال بعد از اصلاحات ارضی 42 13 این سازمان‌های روستایی به دلیل فقدان مدیریت از بین رفتند (رجوع شود به کتاب یا جزوه آقای صفی نژاد تحت عنوان: شکل واحدهای زراعی (بنه) قبل و بعد از اصلاحات ارضی. انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی تهران سال 1351)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا