پرسش و پاسخ

نویسنده چگونه میتواند ادعا کندکه هیچ جزیی ازجامعه نمیتواندبرترازدیگراجزاباشددرحالیکه برخی ازاجزامثل سیاست یااقتصادبه طورسنتی تاثیربیشتری درتغییرات اجتماعی دارند.

 برتربودن یک جزءنسبت به دیگراجزاءیک ارزش گذاری ذهنی است که ارتباطی باتحلیل سامانه ای ندارد.سامانه مجموعه اجزاءبهم پیوسته وبهم وابسته ایست که در یک ارتباط منطقی عقلائی وقانونمند باهم هستند.وقتی سامانه ای شکل می گیرد دیگراین کل ساختاراست که درکلیت خودش دارای کارکردمشخص ومعینی می شود.دراینجادیگربود ونبود این سامانه میتواند متکی به یک جزء وحتی ابسیلونی هم باشد.تازمانی که ما بخواهیم باجداکردن اجزاازهمدیگروارزش گذاری به آنها نگاه کنیم بدین معنی است که مااصلاًنگرش سامانه ای نداریم ونتوانسته ایم سامانه رابه عنوان یک کل منسجم ،پیوسته ووابسته از اجزاءدرک کنیم.درسامانه زیربناوروبنایی وجودندارد.البته اگربازی باواژه هانباشدشایدبتوان زیربناراهمان ساختارسامانه بدانیم که عبارتست ازارتباط قانونمند،عقلایی ومنطقی بین اجزاءکه دراینصورت دیگرماباجزیی ازسامانه مواجه نیستیم بلکه باکل ساختارآن مواجهیم که اجزاء آن هرکدام درجایگاه خاص خود ودرارتباط سیستمی با هم قرار گرفته اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا