پرسش و پاسخ

نویسنده به تحلیل سامانه ای بعنوان ابزاری برای پیش بینی وفهم جامعه اشاره می کند،اماآیا چنین تحلیلی میتواندبا درنظرگرفتن همه متغیرهای اجتماعی واقتصادی ،پیش بینی دقیق تری نسبت به دیگرنظریه هابه دست دهد؟

ارگانیزاسیونیزم خود سامانه ایست که در میان کلیه افراط وتفریط های عقیدتی وایدئولوژیکی در دنیای علوم انسانی به تعادل ساختاری رسیده است.زیرا این نگرش صرفاً یک تفکر  یا نظریه ذهنی وعقیدتی نیست بلکه مکتبی است کاملاً علمی، ولذا قادر خواهد بود باتحلیل متغیر ها به پیش بینی وفهم جامعه دست یابد.درحالیکه سایر عقاید ونظرات ایدآلیستی بر گرفته ازایدئولوژی های مختلف هرگز نتوانسته اند تا این درجه به علم وقانونمندی های علمی نزدیک شوند.شاید مارکس تنها در مبحث کوتاهی از دیالکتیک تاریخی ونقش تضاد طبقاتی اش، به علم نزدیک می شود.در حالیکه جامعه شناسی بسیار پیچیده تر از آنست که در یکی دو مبحث تقریباً علمی بگنجد.این است که پیش بینی های او اشتباه وغلط می شوند.مثلاًپیش بینی اودر خصوص آینده سرمایه داری وکمونیسم ویا پیش بینی اودرخصوص انقلاب کارگری در انگلستان ویا سعادت مردم درجامعه بدون طبقه در سایه دیکتاتوری پرولتاریا. ویا پیش بینی های خوش بینانه ای که نظریه پردازان لیبرالیسم در خصوص آزادی اقتصادی داشتند که به انحصارگری وبحران شدید سرمایه داری ختم شد.   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا