
آیا استفاده از مدل های طبیعی وفیزیکی برای تبیین چامعه نوعی تقلیل گرایی نیست ؟چگونه می توان از این دام اجتناب کرد؟
ارگانیزاسیونیسم مکتبی است علمی که کل جهان هستی وکل کائنات را متکی برنظم وقانونمندی های حاکم در ساختار سامانه ها می بیند، وسعی دارد حرکت،تحول وکلاً شکل گیری انرژی را ازطریق قانونمندی های حاکم در ساختارهای سامانه ها تبیین وتوضیح دهد.دراین دیدگاه اگرچه گاهی اجمالی به انواعی از این سامانه ها اعم از اجتماعی ،زیستی،سماوی، هسته ای ،نباتی،دریایی و…….. مورد مثال ومطالعه ما قرار گرفته اند.اما متاسفانه به نظر می رسد برای دوست عزیزی که این سئوال را مطرح فرموده سوءتفاهمی پیش آمده،مبنی براینکه ارگانیزاسیونیسم می خواهد سامانه های اجتماعی را به کمک سامانه های طبیعی توضیح وتبیین کند!
خیر این اصلاًدرست نیست اینها یعنی سامانه های مختلف در حوزه های مختلف در حالیکه با هم ارتباط تنگاتنگ علمی دارندوما این را به خوبی درارگانیزاسیونیسم نشان داده ایم، اما حوزه های آنها کاملاً مستقل ،ماده بنیادین آنها ودستگاههای متشکله یعنی زیر سامانه های آنها مستقل وباهم تفاوت دارند.به عبارت دیگر ما دراین مکتب قوانین جهان هستی را از طریق سامانه شناسی (سیستمولوژی )تبیین ومورد بحث قرار داده ایم .نه اینکه بخواهیم پیچیدگی های جامعه شناسی را بکمک سامانه های طبیعی یا مکانیکی وزیستی ساده کرده و به نوعی تقلیل گرایی کنیم!