
ارگانیزاسیونیسم

در ارگانیزاسیونیسم، سازمان به عنوان یک واحد ساده و متشکل از انسانها و وسایل معرفی نمیشود. بلکه مجموعهای از افراد و وسایل تلقی میشود که ساختارسامانهای به خود گرفتهاند. به عبارت دیگر صِرف وجود افراد در کنار هم و برقراری ارتباط برای رسیدن به هدفی معین در مکانی مشخص نمیتواند شکل سامانهای به سازمان ببخشد. چرا که افراد را میتوان بهگونهای در کنار همدیگر قرار داد که نه مکمل بلکه نافی افعال همدیگر باشند. در اینصورت میگوییم سازمان هست اما سامانه نیست. یعنی ارتباطات بین اجزا، هماهنگ، عقلایی و قانونمند نیست. در این کتاب ما به سازمان از دید سامانهای نگریستهایم و آنرا با کل سامانههای خلقت پیوند سیستماتیک دادهایم. لذا با چنین تعریفی باید سازمان را نیز در زمره سلسله مراتب عظیم سامانهها قرار داد.. زیرا سامانهها از هر نوعی که باشند، اعم از طبیعی و مصنوعی، یک کل منسجم با ارتباطی منطقی، عقلایی، هماهنگ و قانونمند از ماده و انرژی هستند، که به نسبت برخورداری از ساختار منسجم و قانونمند، میتوانند قدرت و کارگرد عظیمی داشته باشند.